سن خودتان را به من نگویید، چون ممکن است حقیقت را نگویید:

بسیارشسته و رفته و زیبا، رو راست باشید و بترتیب برویم بطرف پایین...

بیشتر از یک دقیقه طول نمیکشه، بترتیب به پرسشها پاسخ دهید.

قبل از دادن پاسخ ها قول بدهید که پرسشها را از قبل نخوانید، وقت شما هدر نمیره

(هم فال و هم تماشا)!

قبل از هر چیز، بخاطر بیاورید که در طول یک هفته چند بار شکلات میخورید؟ (بیش از 1 بار کمتر از 10 بار)

جمع را ضربدر 50 بکنید.

اگر امسال از تولدتان گذشته جمع را به عدد1760اضافه کنید

در غیر اینصورت جمع را به1759 اضافه کنید.

حالا جمع کل که چهار رقمی است از سال تولد میلادی خودتان کسر کنید.

شما به یک عدد سه رقمی رسیده اید.

اولین عدد: تعداد شمارش خوردن شکلات شما در هفته است.

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و هفتم آبان 1391 و ساعت 8:27 |

به متن زیر دقت کنید ...

عدد سن خود رو وارد کنید و ...

نتیجه جالب اونرو ببینید. 

13837 * سن شما * 73 = نتیجه

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و هفتم آبان 1391 و ساعت 8:24 |

درون اتاقی سه لامپ با رنگهای سبز و زرد و قرمز وجود دارد. بیرون از این اتاق کلید هایی با شماره 1و2و3 برای روشن وخاموش کردن لامپها وجود دارد.توجه داشته باشید زمانی که بیرون از اتاق هستیم درون اتاق را نمیبینیم لذا دیدن لامپها زمانی که کلید ها را خاموش و روشن میکنیم ممکن نیست.سوال این است که چگونه با یک بار خارج شدن از اتاق و زدن کلید ها می توان مشخص کرد هر کلید مربوط به کدام لامپ است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و هفتم آبان 1391 و ساعت 8:20 |
دو مرد دارای یک کوزه پر هشت گالنی از روغن و همچنین دو کوزه خالی به ترتیب با ظرفیتهای پنج و سه گالن است. ساده ترین راه برای اینکه روغن را بین خود به تساوی تقسیم کنند، چیست؟

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و هفتم آبان 1391 و ساعت 8:7 |

گرگی ، بزی و کلمی در یک سمت ساحل رودخانه هستند. قایقرانی می‌خواهد آنها را به طرف دیگر ببرد. اما چون قایقش کوچک است او می‌تواند تنها یکی از آنها را حمل کند به دلایلی روشن ، گرگ و بز ، بز و کلم ، را نمی‌توان بدون محافظ رها کرد. چطوری قایقران آنها را از رودخانه عبور خواهد داد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و هفتم آبان 1391 و ساعت 8:6 |

 

کشتی دزدان دریایی در نزدیکی جزیره ای به صخره های دریایی برخورد میکند و شکسته میشود. دزد ها سعی میکنند که با شنا کردن خودشان را به جزیره برسانند اما فقط شش نفر آنها سالم به آنجا میرسد و بقیه غرق میشوند. جزیره، نقطه ای غیر مسکونی ولی مملو از درختان نارگیل بود. دزد ها تا تاریک شدن هوا هر چه توانستند نارگیل چیدند و در گوشه ای روی هم انباشتند ولی چون خیلی خسته بودند تصمیم گرفتند که بخوابند و فردا صبح نارگیل ها را بین خودشان به تساوی تقسیم کنند. در ضمن قرار گذاشتند که از شب تا صبح به نوبت یکی از آنها بیدار بماند و کشیک بدهد تا اگر کشتی یا قایقی از آن دور و بر عبور کرد او آنها را بیدار کند تا تقاضای کمک کنند. دزد اولی که مشغول کشیک دادن بود پیش خود فکر کرد حالا که رفقایش در خوابند بهتر است مقداری از نارگیل ها را بدزدد و برای خود در جایی مخفی کند تا فردا صبح که بقیه ی نارگیل ها به تساوی تقسیم شدند، سهم او از دیگران بیشتر باشد. بدین ترتیب اگر قرار باشد که مدت زیادی در آن جزیره بمانند شانس زنده ماندنش زیادتر باشد. او نارگیل ها را به شش قسمت مساوی کرد و دید که یکی زیاد آمده است. آن یکی را داد به میمونی که از آن حوالی میگذشت و یک ششم نارگیل ها را برد در جایی زیر خاک مخفی کرد و بقیه ی نارگیل ها را روی هم انباشت و دزد بعدی را بیدار نمود و خود به خواب رفت.

دزد دومی هم همان فکر به سرش زد و خرمن نارگیل ها را به شش قسمت کرد دید یکی زیاد آمده است. او هم آن دانه ی اضافی نارگیل را جلو میمونی انداخت که از آنجا میگذشت و بعد مثل دزد اولی یک ششم نارگیل ها را برای خودش در جایی مطمئن در زیر خاک مخفی کرد و بقیه ی نارگیل ها را روی هم ریخت و دزد سومی را از خواب بیدار کرد و خود به خواب رفت.

سرتان را درد نیاورم و قصه را کوتاه کنم. هر کدام از دزد ها که کشیک میداد درست همان کاری را میکرد که دزد های قبلی کرده بودند. گویی همه در یک مکتب درس خوانده بودند! دزد ششمی هم که کار خود را تمام کرد دیگر هوا روشن شده بود. بقیه را از خواب بیدار کرد و همگی بدون آنکه به روی خود بیاورند یا چیزی از خود بروز بدهند، انگار شش معصوم، مشغول تقسیم نارگیل ها شدند. نارگیل ها را که به شش قسمت مساوی تقسیم کردند دیدند که باز یکی زیاد آمده است. توافق کردند که آنرا به میمونی که در آن اطراف بود بدهند و سپس هر یک سهم خود را برداشت که در جایی نگهداری کند.

حالا پس از خواندن این قصه زحمت بکشید و برای ما روشن کنید که این آقایان دزد، پیش از آنکه بخوابند و کشیک دادن ها شروع شود دست کم چند نارگیل چیده بودند؟ اگر هم بتوانید معلوم کنید که هر یک از آنها در نهایت چند نارگیل گیرش آمده است فبهاالمراد.

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و هفتم آبان 1391 و ساعت 8:3 |

 

درزمان حضرت علی سه نفر برای تقسیم 17 شتر با شرایط زیر مشکل داشتند:

نفراول:نصف(نیمی ازشترها).

نفردوم:ثلث.

نفر سوم:به ازای هر 9 شتر 1 شتر.

آنها نزدنزدقاضی وقت رفته ودرخواست تقسیم شترها رامطرح نموده ولی قاضی شرع قادربه حل مشکل نشده وجهت تقسیم عادلانه آنها راروانه حضرت علی(ع) می نماید.

حضرت پس ازشنیدن مسئله ابتدا 1 شترازاموال خودراموقتا به آنهااضافه می کندکه جمع کل آنها بشود: 18 شتر.

سهم اولی که نیم بوده صاحب 9 شترمیشود.

سهم دومی که ثلث بوده صاحب 6 شترمیشود.

سهم سومی که به ازای 9 شتر 1 شتربوده نیزصاحب 2 شترمیگردد.

درنهایت نیزآن 1 شتری راکه حضرت به آنهاموقتااضافه کرده بودبه خودایشان برمیگردد.

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و هفتم آبان 1391 و ساعت 7:59 |


Powered By
BLOGFA.COM